سلام سلام سلام

دوشنبه آوا جونمو بردیم حموم.

جیگر مامان اصلا" اذیت نکرد و طبق معمول همیشه ساکت و آروم بود و حسابی کیف کرد

ولی تا دلتون بخواد من تو سر و کله خودم میزدم که وای بچه م سرما خورد

وای بچه زیاد تو حموم نمونه ... ویییییییی....یه گدا استرسی تمام عیار

حالا امیر هم بیخیااااااااااال.همش میگفت نمیخواد اینقدر نازنازی بارش بیاری بذار سرما بخوره.در حموم باز میذاشت

ای خداااااااااااااااااا.دلم میخواست خفه ش کنم

خلاصه حمومش کردیم و لباسشو پوشوندم تنش و عسل خانوم خوابید

ولی خودم با یه حوله که اونم همش از تنم میفتاد و کلا" لخت بودم بدو بدو دنبال پوشوندن آوا

تو اتاقی که هی میرفتم و میومدم کولر روشن بود ...منم لخت..

نتیجه ش یه استخون درد شدید بود که دو روز مجبورم کرد مسکن بخورم ولی روز سوم دیگه تب و لرز کردم شدیییییییییید

فکر کنید با این گرمای چابهار من کولرو خاموش کرده بودم دورم پتو پیچیده بودم!!

زنگ زدم به امیر که بیاد زودتر خونه چون بدنم از درد داشت متلاشی میشد

گفت باشه نیم ساعت دیگه میام حاضر شو که بریم دکتر.ساعت 12 بود من دیگه خوابم برد فقط گاهی با گریه آوا بیدار میشدم و در حال بیهوشی و تب بهش شیر میدادم و خوابم میبرد..

وقتی بیدار شدم دیدم ساعت 4 شده و امیر هنوز نیومدهتعجب

بهش زنگ زدم و گفتم مطمئنی هنوز نیم ساعت دیگه نشده؟!

کلی عذر خواهی و قربون صدقه رفت و گفت من دیدم خوابی زنگ نزدم که بیدار نشی.نتونستم بیام چون یکی از کارگرا از طبقه سوم هتل افتاده پایین و داغون شدهنگران

منم گفتم: این کارتو هیچوقت فراموش نمیکنم و قطع کردمعصبانی

حدود نیم ساعت بعد اومد خونه و تا تونست با زبون و دیگر اعضا و جوارحش عذر خواهی و دلجویی کردچشمک

منم تبم کم شده بود ولی بدنم از شدت درد له شده بود.دیگه گیر ندادم ینی حالشو نداشتم و خوابیدم..خوابوقتی بیدار شدم خوب شده بودم.هرچی امیر گفت بریم دکتر گفتم نمیخوام از دکتر بدم میادنیشخند

اینم ماجرای حموم چهل روزگی آوا خانوم..

روزا داره میگذره و به اومدن نجمه جونم چیزی نمونده

5ساله که نجمه آمریکاست!باورم نمیشه!یادمه روزی که میخواست بره اینقدر گریه کرده بودم که یه نصفه روزی بیهوش بودم از سردرد.همش میگفتم چه جوری دوریشو تحمل کنم....بگذریم الانم داره اشکام میریزه...........

15 ام نجمه میاد ایران بعد دو روز میره دبی واسه ویزاش و 2 روز بعدش مشهده.منم اونموقع میرم مشهد که تا نیمه مرداد که ایرانه بمونم پیشش

روزیکه من برسم مشهد شبش مامانم مهمونی اومدن نجمه رو میگیره

29 ام هم که عروسی داداش جونمه

خدا بخواد روزای خیلی خوبی در پیش داریم(گوش شیطون کر)

فقط بدیش به اینه که نجمه که بره منم میام چابهار داداشم 2 ماه بعد عروسیش میره نیوزلند.مامانم خیلی تنها میشه.بهش گفتم باید با من یه یه ماهی بیایید چابهار چون میدونم نمیتونه اینهمه تنهایی رو تحمل کنهدل شکسته

دیشب به امیر گفتم تو رو خدا بیا یه فکری به حال شکمم بکنیم ناراحتمن چه جوری لباس مجلسی تنم کنم؟شکمم میزنه بیرونگریهتو عمرم شکم نداشتمگریه

گفت عزیزم تو که شکم نداری!!این یه ذره رو همه دارن به نظر من که هیچ مشکلی نداری ولی بازم اگه میخوای کاری بکنی بگو من قبول میکنمعینک

گفتم یه ژل لاغری مطمئن بخریم با گن لاغری،خودمم ورزش میکنم و کالری هم بیشتر از 1500 نمیخورم چون کمتر از اون رو شیرم تاثیر میذاره.گفت:باوووووشهنیشخند

خولاصه هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.مارک ژل و گن خوب بهم بگینخجالت

راستی نمیتونم عکس از آوا بذارم امیر تنظیمات لبتابو عوض کرده ولی قول داده زود زود درستش کنه که بتونم عکس بذارم

الان آوا جونم خوابیده و هر از گاهی یه جیغ بنفش گریه ای سر میده و منم بدیو بدیو میرم شیرش میدم و دوباره میام پای نتیه همچین آدم متعهدی هستم نسبت به دوستان وبلاگیمیول

بچه ها از یاری سبز فراموش نکنیدااا

مراقب خودتون باشید

بایبای بایقلببغل

/ 14 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شقایق

خب خب چه روزای خوبی دارید پس به سلامتی وخوشی ای جوووون نینی رو بردی حموم؟؟؟ [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] کاش عکسشم بزاری

سوسن

فكر كنم دراز نشست خوب باشه

ترمه

سلام و روز خوش عزیزم بهتری ان شالله ؟گل دختر نازت چطوره ؟ عزیزم چون سزارین شدی فکر نکنم که دراز و نشست برات خوب باشه مراقب خودت باش و آوای نازم رو ببوس[ماچ]

مامان تنها

خواهش میکنم از اين نردبون نرو پايين! ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬گوش ميدي چي ميگم؟!! نرو پايين! ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬الو! نرو پايين! ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬بسه ديگه! نرو پايين! ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬آره؟ اينطوريه؟ اصلا برو... ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬هنوز كله شق هستي... نرو پايين ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬من ديگه باهات كاري ندارم ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬اي بابا! گوش كن عزيزم نرو! ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ميشه لطفا گوش كني؟!! ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬اشتباه ميكني اگه بري ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ببين، ديگه بهت نمي

مامان تنها

╬═╬ببين، ديگه بهت نميگما! نرو پايين ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ عجب! خواهش ميكنم! ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬بيخيال نميشي؟؟ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬فرصت آخره، نرو... ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ ╬═╬ حالا كه به حرفم گوش نكردي باید یه سر به من بزنی

فریبا

عزیزم چهل روزگی دختر گلت مبارک باشه[قلب] بیشتر مواظب خودت باش تا دوباره مریض نشی، یه وقت آوا کوچولو هم مریض میشه.. [قلب]

میشا

سلام همشهری.قدم نورسیده مبارک.اسم دختر منم اوا هستش البته جوجوی من سه سالشه.انشاا...همیشه شادباشی[قلب]

مهدی طالبی

سلام چه جالب که پدرش حمامش می ده اتفاقاً بنده هم پسرمو خودم حمام می کنم فقط یه بار تا حالا مادرش و یه بارم مادر مادرش (مامانی بزرگش) حمامش کردند فکر کنم مردایی که در بچه داری کمک می کنند خیلی در زندگی همسرشون مؤثرند سلام ویژه خدمت همسرتون داشته باشید جالبه توی این پستتون دو تا اسم آشنا دیدم امیر اسم برادرمه که خیلی باهاش جورم و نجمه سادات هم اسم همسرمه ببخشید مزاحم شدم التماس دعای فراوان یا علی

ساناز

آوا حسابی همه ی وقت ات رو پر کرده وا [قلب]