روزمرگی

سلام دوستای گل و مهربونمقلب

ممنونم از اینهمه لطف و مهربونیتون.قلب

ببخشید که اینقدر کمرنگ شدم.کمرنگ که چه عرض کنم بیرنگ شدمخجالت

من چابهارم.جمعه اومدم خونه خودم.یه همچین آدم خودکفایی هستماز خود راضی

از بهمن مشهد بودم و امیر اینجا تنها بود.طفلک خیلی بهش سخت گذشت.

ولی مجبور بودم تا یکماهگی آوا جون صبر کنم که دخملم اجازه پرواز داشته باشهقلب

خلاصه الان چابهارم.از صبح تا شب در حال بدو بدو کارای خونه و رسیدگی به آوامابله

امروز آوا جونم 40 روزه شد.میخوایم ببریمش حمومماچاولین باریه که خودم میخوام حمومش کنم راستش استرس دارم ولی باید یاد بگیرممژه

فدای دختر ناناز4 کیلوییم بشم خیلی جیگر و شیرین شدهبغل

وزنم همون 76 مونده ولی اصلا چاق نیستم فقط یه کمی شکم دارم که اونم زیاد تابلو نیست.

جمعه که اومدیم چابهار من تا 8/5 شب خوابیدم از بس بیخوابی کشیده بودم بیهوش شده بودمخواب بعدش بهناز زنگ زد و واسه شام دعوتمون کرد.

شام ماهی سرخ شده بود و قیمه.دستش درد نکنه خیلی خوب بود.فرشید هم به دخملم 100 تومان رونمایی داد.البته بهناز قبلا" کادوی آوا رو داده بود که ست روتختی و پتو و بالش بود..

دیروز ظهر هم بهناز از کلاس ورزشش اومد پیشم و ناهار پیشم موند..

خیلی لاغرتر شده چون هم رژیمه هم ورزش میکنه

خییییییییییلی دلم ورزش و رژیم میخوادلبخندولی چون شیر میدم نمیتونم رژیم سفت و سخت بگیرم ولی میخوام یه برنامه غذایی و ورزشی درست و حسابی واسه خودم بنویسم و تو این یه ماهی که مونده تا عروسی داداشم شکمم رو آب کنماز خود راضی

راستی دوست جونیا بابت اینکه خواسته بودین یه وبلاگ واسه آوا جون بسازم راستش فعلا اصلا وقت ندارم و مجبورم همینجا از آوا جونم بنویسم ولی اگه وقت شد چشم مژه

این روزای زندگی من آسون نیست ولی تا دلت بخواد شیرینه.درسته آوا جونم تمام وقتمو میگیره و حتی خواب رو هم ازم گرفته ولی به جاش دلمو پر کرده از عشق و علاقه و انگیزه واسه یه زندگی خوب..

راستش این روزا کمتر به امیر میرسم و همه وقتمو میذارم واسه آوا.نمیدونم چرا اصلا با امیر مثل گذشته نمیتونم باشم.منی که همیشه در حال محبت به امیر بودم الان اصلا حتی بوسش هم نمیکنمنگرانخودشم شاکیه ولی درک میکنه و سعی میکنه با محبتاش این حالت منو بهتر کنه..

یه کمی نگران رابطه م با امیرم.امیدوارم این حالتم از بین برهناراحت

---------------

خدایا بابت هدیه های زندگیم آوا و امیر شکرت میکنم.زنده و سلامت نگهشون دار و سه تاییمونو در کنار هم خوشبخت و عاقبت بخیر کن.آمین

/ 7 نظر / 29 بازدید
عسل نصیری

امین [گل]

الهی آمین نوشینم [قلب] آوا جونمو ببوس از طرف من [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

مامان تنها

نوشین من بودما[نیشخند][زبان][نیشخند][زبان][نیشخند][زبان] ایشاا.... خوب و خوش و سلامت باشید عزیزم کامنت اولی رو یادم رفت مشخصات بزارم [زبان]

جوجوبانو

سلام مامان آوا جون. خوبي عزيزم. حمام دخترت چطور بود؟ ناز بشه الهي... يعني نوشين جون واقعا آدم ديگه خواب نداااااااااره[نگران]

فرشته

سلام عزیزم.ای جانم.حموم بردن نی نی چه حالی میده[بغل]خیلی دوس دارمممممممممم....ایشالا وقتی دخترتو از نی نی بودن در اوردی و تونستی از شیر بگیریش رژیمتو ادامه بده

Najmeh

beh zoodi miam komaket [لبخند] [ماچ]

شقایق

عزیزم چقدر زود بزرگ میشه حتما حسابی درگیری الان