سلام

با یه دنیا شرمندگی برگشتمخجالتببخشید که اینقدر دیر به دیر میامخجالتآخه اسباب کشی داشتم.اون خونه که هتل بهمون داده بود رو تخلیه کردیم و اومدیم خونه جدید.

این خونه خیلی بزرگتر و بهتر از اونجاست.همونطور که میدونید هتل بهمون خونه مبله شده با تجهیزات داده بود واسه همینم من هیچی از جهزیه مو نیاوردم چابهار ولی خونه جدید که اومدیم هیچی نداشتیم مجبور شدینم یه نیمچه جهزیه ای بخریمزبان

اول اسباب کشیم مصادف شد با رفتن امیر به دبی.یه سفر کاری بود.به منم اصرار کرد که باهاش برم ولی منکه مشتاق عوض کردن خونه بودم و نمیخواستم بیشتر از این خرج کنیم نرفتم.داداشم یه هفته اومد پیشم و تو اسباب کشی کمکم کرد.طفلک خیلی زحمت کشیدماچ

اینقدر این دو هفته کار کردم که همه جای بدنم درد میکنه ولی خیلی خوشحالم از اینکه اومدیم اینجا چون هم مرکز شهره هم خیلی نزدیک به کار امیره در حد یه کوچه کوچیک فاصله ستلبخند

از وسایل خونه فقط مبل مونده که بخرم و پرده ها که سفارش دادم تا آخر هفته میارن.احتمالا یه فرش دیگه هم میخرم

یه چیزی که انگیزه نوشتن رو ازم گرفته اینه که نمیتونم عکس آپلود کنمناراحتکلی عکس از آوا جونم دارم که بذارم ولی نمیشه اعصابم خورد شده دیگه.

هرکاری میکنم نمیشه.جالبه اومدم یه وبلاگ جدید بسازم اونم نمیشه و ارور میدهمتفکر

چند وقت بود اینترنتمون مشکل داشت و نمیتونستیم تو وایبر عکس بذاریم با پیگیری زیاد درست شد ولی نمیدونم چرا این وبلاگ لعنتی درست نمیشهکلافه

بچه هایی که پرشین بلاگی هستین تورو خدا کمکم کنین.

آوا جونم 5ماه و نیمه شده ولی هنوز نتونستم عکس بذارم.تو روح پرشین بلاگعصبانی

از سه روز پیش دارم بهش فرنی میدم البته دکترش گفت چون وزنش خوبه میتونم بهش فرنی بدم

اینقدرم شکمو شده که مثلا قرار بود 1قاشق فرنی بخوره ولی مگه ول میکنه فشنگ یه بشقاب میخوره جوجه کوچولوبغل

چند وقته موقع گریه کردن مامان و بابا میگهقلبفدای دختر باهوشم بشم

ماشالله خیلی از سن خودش بالاتره.

فقط کاش میشد عکس بذارم یا کاش شماره هاتونو داشتم برتون وایبر میکردمدل شکسته

الانم تو بغلم نشسته و دست و پا میزنه و مثلا داره صحبت میکنهچشمک

امیر جونم از سرکار اومده میخوایم با هم چای بخوریم.فعلا خداحافظ قلب

/ 8 نظر / 38 بازدید
عسل نصیری

راستی نوشین جون شما بعد زایمان گن بستی؟

مامان شهاب

سلام نوشین جون خونه نو مبارک رمز رو عوض کردی ؟ من نتونستم پست قبلی رو بخونم

فریبا

عزیزم.... باید خیلی دوست داشتنی شده باشه[قلب][قلب][قلب]

مامان تنها

سلام بر نوشین بانو و آوا جووووووووووووووونم [قلب] خوبی خاله خوشگله [ماچ][ماچ][ماچ] ماشاالله به دختر باهوش خاله [نیشخند][قلب][نیشخند]

فرشته

سلام نوشین جونم خونه نوت مبارککککک....[بغل] ای جانم دخملیت الآن خانومی شده برا خودش...[ماچ]مشتاقانه منتظر عکساشم

ساناز

عزیز دلم [بغل] اصلا باور ام نمیشه نوشین که آوا پنج ماهه شده باشه [قلب] خدا حفظ اش کنه [ماچ]

شقایق

وای عزیزم خوشحالم که خوبی کمنتظر عکستم